WwW.ANTi666.iR تالار گفتمان

WwW.ANTi666.iR تالار گفتمان

دانلود ويديو، صوت، كتاب، نرم افزارهاي دشمن شناسي و آخرالزمان - مهدويت


واقعیت، حقیقت نیست!
زمان کنونی: ۴-۲-۱۳۹۶, ۰۳:۳۹ عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: anti666
آخرین ارسال: anti666
پاسخ: 1
بازدید: 161

 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

واقعیت، حقیقت نیست!

کارمند فعال مجازی! سطح3
*
پروفایل شما
ارسال‌ها: 650
تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۹۲
سپاس شده: 9105 در 689 موضوع
سپاس کرده: 6221
اعتبار: : 88
وضعیت : غایب
جنسیت: آقا
ارسال: #1
Heart واقعیت، حقیقت نیست!
بسم الله الرحمن الرحیم

                                                                     (فقط انقلابی ها بخوانند!)



( واقعیت، حقیقت نیست! )




خاتمی.
کروبی.
موسوی.
مرحوم منتظری.
مرحوم هاشمی رفسنجانی.



این اشخاص، مگر نه اینکه قائم مقام رهبری، رئیس جمهور، رئیس مجلس، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، اعضای شورای انقلاب، و عهده دار مسئولیت های دیگرِ مهم و کلیدی انقلاب و نظام، بعضا در قبل و بعد از انقلاب بودن؟! مگر نه اینکه همگی از زمان امام خمینی رحمت الله علیه،  انقلاب و ولایت فقیه را میشناسند، قبول(حتی به ظاهر) و تجربه (حتی به اجبار) کردند؟!


یعنی ما که ادعامون میشه که میخواهیم دنیا رو مدیریت کنیم، یا حداقل با روش های درستِ انسانی و اسلامی ای که میشناسیم و آن را که برای سعادت دنیوی و اخروی، به کل دنیا معرفی میکنیم، تقریبا تمام دولت ها و مسئولین مهم کشورمون خائن، منافق، انحرافی، غرب زده و نفوذی هستن؟!؟!؟!


یعنی انقلاب و نظام ما فاسده؟! یعنی در تحقق آرمان های انقلاب شکست خوردیم!؟ یعنی دروغ شنیدیم و دروغ میگوییم؟!


این در حالیست که هرکدام از این اشخاص رده بالای نظام و انقلاب،  به نوعی با کمیت و کیفیت متفاوت، در مقابل این اصول و خطوط قرمزش،  مخالفت یا لجاجت کرده اند.





#منتظری، فردی که امام خمینی (ره)، در نامه ی آخر خود به منتظری، بحث "خیانت" را به میان آوردند و نوشتند: برایم روشن شده که شما(منتظری)، بعد از من،  انقلاب و کشور را به دست لیبرال ها و منافقین میسپارید!.   و از طرفی منتظری را در همان نامه، "حاصل عمر خویش" میخواند!


فردی که قائم مقام رهبری بود، جایگاه دینی داشت، اما پدر معنوی جنبش سبز اموی هم بود!!


فردی که علی مطهری، پسر شهید مطهری (ره)، هرچند فاصله ی بسیار زیادی با تفکر و بینش والای پدرِ شهیدش دارد، با این حال چندی پیش در دیدارش با منتظری گفته بود: اگر شهید منتظری بود، نمی گذاشت شما حبس خانگی بشوید!!



#هاشمی رفسنجانی، فردی که امام خامنه ای، با توجه به اینکه برای همگان روشن است که تمامی کلمات و جملاتی که مینویسند یا میگویند، با منظور، فکر شده و عاقبت اندیشی شده هست،  در پیام تسلیت فوت هاشمی;
1-بجای "آیت الله"، گفت: "حجت الاسلام". 2-بجای "همواره و همچنان"، گفت: "در آن زمان!" 
3- بجای "محبت من به او"، گفت: "محبت او به من". 4-بجای تسلیت به "مردم"، گفت: "خانواده هاشمی". 5-بجای "خدمات گوناگون"، گفت: "تلاش های گوناگون!". 6- بجای "علو درجات"، که برای دیگر بزرگانی مثل مرحوم مهدوی کنی بکار برده بودن، گفت "غفران و رحمت و عفو الهی!". و این در حالیست که پیشتر، به هاشمی مسئولیت های مهمی هم واگزار کرده بودن! .امام خامنه ای سال های پیش، در جایی گفتن: "هیچکس برای من هاشمی نمیشود!"، اما توصیه ها و نقد هایش، علیه بسیاری از دیدگاه های هاشمی بود! و در پیام تسلیت، اشاره ی مستقیم به اختلاف نظر و "اختلاف اجتهاد!" کردن(که میدانیم فرق زیادی بین اختلاف "نظر" و اختلافِ "اجتهاد" هست!)


هاشمی، مبارز انقلابی و مسئول مهمترین جایگاه های کشوری در این همه سال بود، اما همسرش، اولین کسی بود که دستور به "خیابان آمدن" مخالفان و معترضین را داد!، که در ادامه، به کشته شدن و منحرف شدن برخی هموطنانمون رسید و منجر به خسارات های اعتباری نظام در چشم بیگانگان و دشمنان، و خسارات مادی و معنوی در داخل کشور شد…..


هاشمی،  فردی که بسیاری از علما،  مسئولین،  انقلابیون و رزمنده ها تایید و تحسینش می کردند،  اما همزمان دشمنان هم تایید و تحسینش می کردند!!!


هاشمی، فردی که پسرش مهدی، در اکثر تصمیمات و اتفاقات مهمِ تحریم و فتنه، توسط بیگانگان حضور موثر داشت و قوه قضاییه او را محکوم و روانه ی زندان کرد… کاسبِ تحریمی که هیچگاه بابت جرم هایش نه عذرخواهی کرد و نه ابراز پشیمانی!


هاشمی، فردی که دخترش فائزه، به عنوان لیدر فتنه گرها و متشنج کننده ی افکار در راستای تخریب ارکان نظام، توسط قوه قضاییه محکوم و زندانی شد. با بهائیان جلسه گذاشت! و...
اما
هاشمی هم از فائزه حمایت کرد، هم از مهدی!. و واکنشی هم به صحبت غیرقانونی همسرش نداشت. او با نامه ی بدون سلام ای که در دوران فتنه، به امام خامنه ای نوشت، مهم ترین پشتوانه ی معنوی و سیاسیِ دشمنان و فریب خورده های خارجی و داخلی شد.هرچه آرزوی دشمنان ما و برنامه هایشان بود،  با رفتار و کردار و گفتار این خانواده به تحقق رسید!! {گر دوست شود سببِ شر!}
فقط همین چند مورد! یعنی: حمایت و بعضا هدایتِ خسارت های جانی، مالی، اعتباری و معنوی مردم و کشور، توسط خودش و خانواده اش! ضررهایی که برخی از آنها سال ها گریبان گیر پیشرفت اجتماعی،  سیاسی،  اقتصادی،  فرهنگی،  تاریخی و دینی کشور خواهد بود…


#موسوی، فردی که نخست وزیر زمان امام خمینی (ره) و امام خامنه ای بود. بسیاری از بزرگان و فعالان دلسوز انقلاب و ولایت، دوستش داشتند و او را به عنوان سکان دار امور اجرایی قبول داشتند… اما ضرری که در نهایت به خود، انقلاب و کشور زد، بنی صدرِ خائن نزد...


#کروبی، فردی که از امام خمینی (ره)، مسئولیت های مهمی گرفته بود، اما آبروی کشور و نظام را به راحتیِ تمام به بازی گرفت! و در این بی آبرویی،  فرزندش نیز خود را طعمه ی جنسی رسانه های بیگانه و افکار عمومی کرد!


#خاتمی، فردی که هشت سال رئیس بزرگترین اجتماعِ تصمیمات و اجرائیات بود و طبیعتا قوانین نظام را بهتر از بقیه میشناخت، اما حرف از رفراندوم زد!!. شاید این حرکت، ما را یاد شعار یک سیاستمدارِ نوجوان یا شاهزاده ی نوجوان بیاندازد! اما خاتمی کئک نبود! و میدانست چه میگوید!!
فردی که آخوند بود، اما خودش و اطرافیان نزدیکش، اسلام و قران را زیر سوال بردن!!!



اما اینها افرادی بودند که با همه ی صدمات و اشتباهات پیدا و پنهان شان در تاریخ انقلاب، بارها امام خمینی (ره) و امام خامنه ای، حمایتشان کردند!!





ایرادِ این تعارض و تناقض کجاست؟!
بصیرت ما؟! آگاهی و مستندات ما؟! نتیجه گیری ما؟! توهم توطئه؟!؟! دلواپسی ما؟!( به زعم بدنام های اصلاح طلب!)


ممکن است برای برخی که در "دین و سیاستِ دینی" زیاد اهل تفکر نیستند،  برداشت های نادرست عامه ای با ادبیات های متفاوت اما معروف ای پیش بیاد، مثل:


-همشون مثل هم هستن! یا دستشون توی یه کاسه س!
-رهبران کشور،  قدرت شناخت افراد را نداشتند
-رهبرا،  که در انقلاب ما، سکان دارِ مقدس ترین مسئولیت و جای گاه کشوری بودند،  حامی و پشتیبانِ اشتباهات و گناه های افراد مذکور بودن!
-انقلاب اشتباه بود!
-انقلاب شکست خورده!
و…..





حقیر، با بینش و آگاهی محدود در سیاست و دیانت ای که دارم، فکر میکنم ایراد، نگاهِ "صفر یا صدِ" ما هست که باعث بوجود آمدن این دیدگاه های غلط، با طبعات طولانی مدت و فراگیرِ فردی و جمعی شده…..


آری! طبعات و عوارض فراگیرِ بسیار مهمی که خودمان باعثش می شویم!


اگر ما در تشخیص و تمیز دادنِ بینِ "خائن" و "فریب خورده" دچار اشتباه بشویم… اگر فرق "نادان" و "جاهل" را ندانیم… اگر فرق "دوست خوب" و "دوستیِ خاله خرسه!" که واقعا هم دوست و خیرخواه بود! را ندانیم…. اگر دچار افراط یا تفریط بشویم، مطمئنا با این تعصب و غیرت ای هم که روی اعتقاداتمون داریم، سعی در جذب دیگران نیز خواهیم داشت، و اعتقادات، دیدگاه های غلط، قضاوت های باطل، اطلاعات ناقص، آگاهی و نتیجه گیری های ناصحیح را به دیگران و آیندگان هم منتقل خواهیم کرد! و به عبارتی دوستی ای مانند "دوستیِ خاله خرسه" را انجام خواهیم داد!!! و این فراگیر شدن ناقص، گریبان عده ی زیادی را خواهد گرفت که خسارات داخلی و خارجی، موقت یا دراز مدت و حتی ابدی خواهد داشت.



اما فاصله ی صفر تا صد، چه عددیست؟ ارزیابی دیگران چگونه باید باشد؟!


اشخاص، حتی اگر در یک مجموعه و حزب هم که باشند، اما باز یکسان نمی نگرند و نمی اندیشند!
حال که بعضا احزاب و نمایندگان و کابینه،  تفاوت دیدگاه هایشان را در تریبونِ رسانه ها، فریاد و تکرار میکنند!!!



نباید همه را به یک چشم ببینیم و نتیجه گیری یکسانی را برایشان در نظر بگیریم…


اشتباه، اشباهست! گناه، گناه است… اما تعریف هر انسانی از هر اشتباه و گناه، متفاوته!
ارزیابی افراد، متفاوته. چشم انداز و در نظر گرفتن طبعات آتیِ تصمیمات و اتفاقات، از دید هر شخص متفاوته…


افراد عالم و کارشناس زیادی بودند و هستند که در مذهب و سیاست، در مورد یک یا چند اصل، نظرها و اجتهاد های متفاوت و بعضا متناقض دارند!! یعنی برخی نظرات و اجتهاد هاشون عکس یکدیگر هست!


این اختلاف ها فی النفس بد نیست! و حتی، باعث پیشرفت و تصحیح محتوا یا عمل نیز میشود.
اما اینکه پافشاری بر نظر و عمل خود، چه عوارض فراگیری خواهد داشت، بسیار کلیدی ست!


اگر در بین خود، عالم و مسئول ای، از روی نادانی، خام بودن و فریب پذیر بودن، تصمیم و عمل ای را که از نظر خودش درست است را مرتکب شود، که دقیقا مطبوع و مقبول دشمن باشد، دیدگاه مان به اون چگونه باید باشد؟ با او چه باید کرد؟! با او چطور رفتار کنیم و چه واکنشی نشان بدهیم؟! با حامیان آن شخص و اشتباهاتش چطور؟!


بهتره قبل از واكنش صحيح:

  • ديدگاهِ توأم با افراط و تفريط مان را تصحيح كنيم

  • فراموش نکنیم که الله (سبحان تعالی)، نیازی به دروغ، فرافکنی، تخریب، فریب و هرگونه روش یا ابزارِ باطل ندارد. اخلاص و تلاش، برای تضمینِ انجام وظیفه، سعادت دنیوی و اخروی از سوی خداوند، کافیست.{ "هدف"، "وسیله" را توجیه نمیکند}

  • فراموش نکنیم که "ما مامور به انجام تکلیف هستیم، نه نتیجه!". گرفتن نتیجه، امتیازدهی، و تحلیل همه ی موارد مبهم در سیاست و دیانت مان، وظیفه ما نیست! و در حد توانایی هیچکدام از ما نیز نیست!. اگر، با تحقیق و مطالعه، گفتمان و تاملِ تمام، هرچه که درست به نظر می آمده را باور کردیم و هرچه که شدنی بوده را انجام دادیم، پس دیگر نیازی به دغدغه و نگرانی غیرمنطقی و مضر نیست… و باید مطمئن باشیم که هدف خداوند (فهم انسان، عمل صالح انسان، عبادتِ الله) تحقق بخشیده شده و نیازی نیست تا بخاطر غیرت مان در باورها و اعتقاداتِ وابسته به احساسات، دچار افراط شویم!. شاید در نگاه اول، افراطِ اشاره شده، یادآورِ مَثَلِ "کار از محکم کاری عیب نمیکنه!" باشد. اما در تاثیر گسترده ای که امروز یکتاپرستان توسط ارتباط های مخابراتی و مجازی" بر انسان های دیگر دارند، ممکنه آثار بدِ فراگیر و طولانی مدت داشته باشه که قطعا یادآورِ مَثَلِ "به سودش نمی ارزید!" خواهد شد!


در یک جمله: افراد را به "خوب مطلق یا بدِ مطلق" تقسیم نکنیم



فارغ از حرف های بسیارِ مهمی که در این نوشته، به آن ورود نخواهم کرد، باید "اولویت بندی" سیاسی اجتماعی داشته باشیم…


وقتی سید علی خامنه ای، که نه فقط بخاطر عهده دارِ مهم ترین مسئولیت کشوری…  نه فقط بخاطر کارنامه ی مدیریتی و تلاشِ قابلِ قبولش درزندگی شخصی و روند پر تلاطمِ انقلاب… که بخاطر جایگاه اسلامی و اعتقادی، یعنی امامِت جامعه، "اتحاد ملی" را به عنوان اولویت اصلی معرفی و تکرار میکنند، باید به این مهم، فکر و عمل کنیم. هدف انقلاب و نظام، جذبِ حداکثری و دفعِ حداقلی ست. پس باید برای مقابله با مشکلات نرم و سخت، داخلی و خارجی، اتحادی داشته باشیم که بین همه ی اقشار و مذاهب باشد، تنها شرط اش نیز رد نکردن خط قرمزهای انقلاب مثل "فتنه 88" هست.


حال اگر افرادی فتنه و خط قرمزهای انقلاب را، آنطور که درک کردیم، درک نمیکنند، دلیلش این نیست که باید با ایشان قطع رابطه یا لجاجت و مقابله به مثل کنیم… این هنر "ید الله" هستش که میتوان با گفتمانِ صحیح، جذبِ "حقیقت جویان" رو داشته باشیم… اما خب هستند برخی از سیاستمدارن و معروفان کشور که خواسته یا ناخواسته، اشتباهاتی را مکررا! مرتکب میشوند. بعضا این اشتباهات، جزوِ برنامه های آشکارِ دشمن بوده و حال توسط این اشخاص یا احزاب صورت میگیره… برخورد فردی یا اجتماعی ما با دشمنان و این متخلفان داخلی، باید در چهارچوبِ قانون و هدایت رهبری باشه. سرخود عمل کردنِ شخص یا گروه منجر به ایجاد اشتباهات بزرگتری خواهد شد! مانند تسخیر سفارت عربستان یا برهم زدن سخنرانی برخی روشنفکرنماها!


درست است که ما کوچکترین عقب گردی از آرمان ها و اصول اسلام و انقلاب نمیکنیم و نخواهیم کرد… اما مهره های خودی و بعضا سوخته مان را نیز نباید از دست بدهیم و در راستای اهداف مقدسمان، با هر کمیت و کیفیتی که شده، از آنها استفاده و با ایشان مدارایِ اسلامی کنیم… ما نباید افرادی که زیر سایه نظامِ اسلامی مان قد کشیدند را دو دستی تحویل غرب یا گور کنیم! که اشتباهیست دیگر…..



ما انقلابی ها، با هر نوع ادبیات و پوشش و ظاهر، اهل هیچ حزب و گروهی نیستیم و فقط پیرو رَوِش و مَنِشِ راه ولایت هستیم… نه از عالمِ اصلحِ جایگاه ولایتِ فقیه قدمی جلو تر برمیداریم و نه قدمی عقب میکشیم.



پیش به سوی اتحاد، برای آمادگی ظهور……….
امضاي anti666 :

تا "تو" هستی دست گیرم، دست میخواهم چکار!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۴-۱۲-۱۳۹۵ ۰۱:۵۳ عصر، توسط anti666.)
۱۳-۱۲-۱۳۹۵ ۰۹:۳۹ عصر
سایت
جستجو
سپاس
نقل قول
[-] 4 کاربر به دلیل این ارسال از anti666 سپاس کرده اند.
AGRiN, رئیس جمهور مجازی!, ارتش ضد ماسون, DiDeH BaN


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

کلیه حقوق مادی و معنوی تالار گفتمان متعلق به ANTi666.ir می باشد.