WwW.ANTi666.iR تالار گفتمان

WwW.ANTi666.iR تالار گفتمان

دانلود ويديو، صوت، كتاب، نرم افزارهاي دشمن شناسي و آخرالزمان - مهدويت


راهی نبود ، چشم ها را بستند .
زمان کنونی: ۲۵-۹-۱۳۹۶, ۰۸:۵۷ عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: 313swo
آخرین ارسال: 313swo
پاسخ: 1
بازدید: 49

 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

راهی نبود ، چشم ها را بستند .

کارمند رسمی مجازی!
*
پروفایل شما
ارسال‌ها: 297
تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۱
سپاس شده: 1608 در 272 موضوع
سپاس کرده: 1634
اعتبار: : 838
وضعیت : آفلاین
جنسیت: آقا
ارسال: #1
راهی نبود ، چشم ها را بستند .
بسم الله الرحمن الرحیم




سلام


دیروز داشتم کتاب " امامان این امت 12 نفرند" نوشته مرتضی عسگری رو می خوندم با اینکه حجم کتاب خیلی کم بود ولی مطلب جالبی داشت ؛ فکر کردم واسه شما هم جالب باشه واسه همین برداشت خودمو به اختصار توی این تایپک آوردم


به این 3 حدیث توجه کنید ...!


1- مسلم در صحیح خود از جابر بن سمره روایت کند که گفت: شنیدم رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمود: «این دین همیشه، تا قیام قیامت و تا هنگامی که دوازده نفر خلیفه بر سر شما باشند، استوار و برپاست. این خلفا همگی از قریش اند.»


صحیح مسلم، ج3، ص1453، حدیث1821، این روایت را از آن رو برگزیدیم که جابر خود آن را نوشته است




2-از قول انس روایت کنند که آن حضرت فرمود:
«این دین تا دوازده نفر از قریش باشند، به هیچ روی نابود نگردد؛ و چون از دنیا بروند، زمین نیز، اهل خود را فرو می برد.»
کنزالعمال، ج 13، ص 27.


3-در روایت دیگری ابن مسعود گوید: رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:
«خلفای بعد از من به تعداد اصحاب موسی هستند.»


تاریخ ابن کثیر، ج 6، ص 248؛ کنزالعمال، ج 13، ص 27؛ شواهد التنزیل حسکانی، ج 1، ص 455، حدیث 626.


الفاظ این روایات که با صراحت می گویند: «عدد خلفا تنها دوازده نفر است و بعد از آنان هرج و مرج و نابودی زمین و برپائی قیامت است» دیگر الفاظی را که چنین صراحتی از آنها دانسته نمی شود، بیان و تبیین می کند. بنابراین، لازم است عمر یکی از امامان دوازده گانه، بر خلاف عمر عادی انسانها، طولانی و خارق العاده باشد. چنانکه اکنون واقع شده و دوازدهمین امام از «ائمه اثنی عشر»و اوصیای رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بدین گونه است.
سند احادیث به قدری محکم است که مجالی برای فرار از حقیقت نیست لذا برای انکار خورشید راهی نیست جز آنکه چشم ها را ببندند و چنین بگویند : (برای جلوگیری از طولانی شدن بحث فقط به برخی از این سخنان اشاره می شود)


ابن عربی شارح سنن ترمذی گوید:
ما امیران بعد از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را که برشمردیم دیدیم: ابوبکر، عمر، عثمان، علی، حسن و معاویه، یزید، معاویه بن یزید، مروان، عبدالملک مروان، ولید، سلیمان، عمربن عبدالعزیز، یزید بن عبدالملک، مروان بن محمد بن مروان، سفاح و... هستند.
او پس از آن بیست و هفت نفر از خلفای عباسی تا عصر خود را برشمرده و گوید:
«اگر از مجموع آنها «دوازده نفر» را به صورت ظاهر شماره کنیم آخرین آنها سلیمان بن عبدالملک است، و اگر به معنای واقعی خلیفه نظر داشته باشیم، تنها پنج نفر برای ما باقی می ماند: خلفای چهارگانه و عمر بن عبدالعزیز. بنابراین، من معنایی برای این حدیث نمی یابم.» شرح ابن عربی بر سنن ترمذی، ج 9، ص 69-68.


سیوطی گوید: «از این «دوازده نفر» خلفای چهارگانه و حسن و معاویه و عبداللَّه بن زبیر و عمر بن عبدالعزیز، این هشت نفر، روی کار آمده اند و احتمال اینکه مهدی عباسی را هم به آنان اضافه کنیم - که او در بین عباسیان همانند عمربن عبدالعزیز در میان امویان است - و نیز، طاهر عباسی را به خاطر عدالت خواهی اش، باز هم دو نفر باقی و مورد انتظار است که یکی از آنان مهدی آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از اهل البیت خواهد بود.» 


الصواعق المحرقه، ص 19 و تاریخ الخلفاء، سیوطی، ص 12. بنابراین، برای پیروان مکتب خلفا دو امام منتظر خواهد بود که یکی از آنان مهدی(علیه السلام) است در حالی که پیروان مکتب اهل البیت(علیه السلام) تنها یک امام منتظر دارند.





بیهقی گوید: «این تعداد [دوازده نفر] تا زمان ولید بن یزید بن عبدالملک روی کار آمدند، سپس فتنه و آشوب بزرگ برپا شد و پس از آن حکومت عباسیان غالب آمد، و اینکه بر عدد مذکور می افزایند بدان خاطر است که صفت مورد اشاره در حدیث را رها کرده و یا کسانی را که بعد از فتنه مذکور آمده اند از آنان شمرده اند.»


تاریخ ابن کثیر، ج 6، ص 249، به نقل از بیهقی.





و نیز گفته اند: «کسانی که امت بر آنان اجتماع کرده اند: خلفای ثلاثه و سپس علی تا زمان حکمیت در صفین که معاویه را در آن روز خلیفه نامیدند.
سپس با صلح حسن بر معاویه اجتماع کردند و پس از او بر پسرش یزید. حسین هم که پیش از رسیدن به خلافت کشته شد. با مرگ یزید اختلاف کردند تا آنکه پس از کشته شدن ابن زبیر، بر عبدالملک مروان اجتماع نمودند و سپس بر فرزندان چهارگانه او: ولید و سلیمان و یزید و هشام که در این جمع عمر بن عبدالعزیز میان سلیمان و یزید فاصله شد و دوازدهمین آنان ولید بن یزید بن عبدالملک بود که مردم پس از هشام بر او اجتماع کردند و او چهار سال حکومت کرد.» 


تاریخ الخلفاء، ص 11؛ الصواعق المحرقه، ص 19؛ فتح الباری، ج 16، ص 341.





بنابراین، خلافت این دوازده نفر به خاطر اجتماع مسلمانان بر آنها صحیح است، و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مسلمانان را به خلافت و جانشینی اینان از خودش - در حمل و انتقال اسلام به مردم - بشارت داده است!


ابن حجر درباره این توجیه گوید: «این بهترین توجیه است.»


و ابن کثیر گوید:
«راهی را که بیهقی پیموده و عده ای با وی موافقت کرده اند، یعنی اینکه، مراد حدیث خلفای پی در پی تا زمان ولید بن عبدالملک فاسق می باشد، ولیدی که در گذشته در مذمت او سخن گفتیم، راهی غیرمقبول است. زیرا، خلفای مورد اشاره تا زمان این ولید، بیش از «دوازده نفرند، دلیل آن، این است که: خلافت ابوبکر و عمر و عثمان و علی مسلم است... پس از آنان حسن بن علی است چنانکه واقع شد و علی او را وصی خود قرار داد و مردم عراق با او بیعت کردند... تا آنکه او و معاویه صلح کردند. سپس پسر معاویه یزید و بعد، پسر یزید معاویه بن
یزید و سپس مروان بن حکم و بعد پسرش عبدالملک مروان و ولید بن عبدالملک، سپس سلیمان بن عبدالملک، و بعد عمر بن عبدالعزیز و پس از وی یزید بن عبدالملک و بعد هشام بن عبدالملک، که جمع آنها پانزده نفر می شود و سپس ولید بن یزید بن عبدالملک، و اگر حکومت ابن زبیر پیش از عبدالملک را نیز به حساب آوریم، می شوند شانزده نفر، و با این حساب، یزید بن معاویه جزء آن دوازده نفر شده و عمر بن عبدالعزیز که همه پیشوایان بر مدح و سپاس او متفق القولند، و او را از خلفای راشدین به شمار آورده و همه مردم بر عدالت او اتفاق نظر دارند، و دوران او از بهترین دورانها بوده و حتی شیعیان نیز بدان اعتراف دارند، از جمع «دوازده نفر» خارج می گردد.
و اگر بگوید: من تنها کسانی را به حساب می آورم که امت بر آنان اجتماع کرده باشند، لازمه اش آن است که علی بن ابی طالب و فرزندش به حساب نیایند، زیرا همه مردم بر آن دو اجتماع نکردند، دلیلش آنکه مردم شام، همگی، از بیعت با او سر باز زدند.»
و نیز گوید: «برخی توجیه کنندگان، معاویه و پسرش یزید و نوه اش معاویه بن یزید را به شمار آورده، و زمان مروان و ابن زبیر را قید نکرده اند، زیرا امت بر هیچ یک از آنها اجتماع نکرده اند.»
بنابر این دیدگاه نیز، می گوییم: «در این مسلک خلفای سه گانه سپس معاویه و بعد یزید و سپس عبدالملک و بعد ولید بن سلیمان و سپس عمر بن عبدالعزیز و بعد یزید و بعد هشام به شمار آیند که جمعاً ده نفرند و بعد از آنها ولید بن یزید بن عبدالملک فاسق است که لازمه این دیدگاه نیز، اخراج علی و پسرش حسن خواهد بود، و این دقیقاً بر خلاف آنی است که امامان اهل سنت و بلکه شیعه بر آن تصریح کرده اند.» 


تاریخ ابن کثیر، ج 6، ص 250-249.


بدین گونه، علمای مکتب خلفا در تفسیر روایات گذشته، به دیدگاه واحدی نرسیدند. علاوه بر آن، از آوردن روایاتی که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اسامی آن دوازده نفر را بیان فرموده نیز، اغماض و اهمال کرده اند. زیرا، با سیاست حاکم بر مکتب خلفا در طی قرون متمادی در تخالف و تضاد بوده است.




مخلص کلام : راهی نبود باید چشم ها را می بستند .
امضاي 313swo :

فحش اگر بدهند آزادی بیان است
جواب اگر بدهی بی فرهنگی
سوال اگر بکنند ازاد اندیشند
سوال اگر بکنی تفتیش عقاید است
تهمت اگر بزنند در جستجوی حقیقت اند
جواب اگر بدهی دروغ گویی
مسخره ات بکنند انتقاد است
جواب بدهی بی جنبه ای
تهدیدت اگر بکنند دفاع کرده اند
تهدید اگر بکنی خشونت طلبی
راهپیمایی اگر بکنن حق انهاست و عقیده خودشان است
راه پیمایی اگر بکنی ساندیس خوری یا به زور آمدی...
بسیجی اگر باشی میشوی افراطی
جنبش سبزی باشند میشوند ازادی طلب...
من بسیجی هستم
از جنس خودم،نه نقش بازی میکنم
نه میگذارم نقش مرا بازی کنند...

من آزاده ام
۲۸-۸-۱۳۹۶ ۰۱:۰۰ صبح
جستجو
سپاس
نقل قول


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

کلیه حقوق مادی و معنوی تالار گفتمان متعلق به ANTi666.ir می باشد.